تبليغاتX
'

! C#:%0

.. ....... به ر پله ی سالال به ر پله ی سالال

خۆش هاتیت بۆ ماڵپه‌ڕی سالال

خانهایمیلآرشیوRss

Search روژهه لات تی وی ماهواره هادبرد فرکانس 12207سییمبل رایت27500 رادیو24ساعته رو ژ هه لات ماهواره هاتبردفرکانس10971سیمبل رایت2500 نيروی انتظامی به کارگران معترض در سنندج با گاز اشک آور و .. هجوم وحشیانه بردند و عده ای را زخمی و عده ای را دستگیر کردند وتو ویژی رادیو کومه له له گه ل به ریز کاک عبد الله مهتدی سکیتری گشتی کومه له له سه ر قه یرانی دو سه ی ئه تومی رژیم کوماری ئیسلامی

 

موضوع: Sun 11 Sep 2011 15:53

نظامیان مخالف برای دفاع از مردم سازماندهی می شوند

فرمانده ارتش آزاد سوریه : بشار اسد به سرنوشت قذافی دچارخواهد شد

ریاض اسعد فرمانده " ارتش آزاد سوریه " روز شنبه 10-9-2011 اعلام کرد افسران مخالف رژیم بشار اسد برای دفاع از مردم بی گناه و توقف خونریزی و سرکوب در این کشور چند گردان تشکیل ددادند.

وی در یک پیام ویدیویی تاکید کرد " هدف از تشکیل این گردان ها دفاع از مردم و آزاد سازی سوریه از رژیم بشار اسد است.
"
ریاض اسعد از همه مخالفان در خارج و داخل خواست متحد شوند و به تظاهرات مسالمت آمیز علیه بشاراسد ادامه دهند.

به گزارش العربیه فرمانده ارتش آزاد سوریه تاکید کرد بشار اسد به سرنوشتی مشابه قذافی دچار خواهد شد.

وی گفت به مردم سوریه نوید می دهم که ارتش آزاد سوریه به جنایتکاران و نیروهای لباس شخصی بشاراسد ضربات سنگینی وارد خواهد کرد.

سرهنگ ریاض اسعد یکی از فرماندهان عالی رتبه نیروی هوایی سوریه است. وی در ژولای گذشته در اعتراض به سرکوب مردم از ارتش جدا شده و به " ارتش آزاد سوریه " پیوست. این ارتش پس از گسترش سرکوب ها توسط حسین هرموش دیگر افسر مخالف نظام تشکیل شده بود و ریاض اسعد را به عنوان فرمانده برگزیده است

نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

فشار بر یک زندانی سیاسی جهت اعترافات تلویزیونی 

موضوع: Fri 9 Sep 2011 21:37

فشار بر یک زندانی سیاسی جهت اعترافات تلویزیونی

خبرگزاری هرانا - بهروز طهماسبی زندانی سیاسی که به اتهام عضویت در احزاب سیاسی به چهار سال حبس قطعی محکوم شده بود جهت انجام اعترافات تلویزیونی تحت فشار قرار دارد.

بنابه اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی از روز سه شنبه ۱ شهریورماه از زندان شهر سقز به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل شده است. نامبرده قبلا نیز جهت انجام اعترافات تلویزیونی تحت فشار بوده است.

با توجه به مختومه بودن پرونده ایشان و انتقال این زندانی سیاسی به اداره اطلاعات نگرانی‌ها نسبت به وضعیت وی افزایش پیدا کرده است.

لازم به ذکر است بهروز طهماسبی مردادماه سال گذشته در شهر سقز توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت و به مدت نزدیک به سه ماه در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج تحت بازجویی و شکنج‌های شدید بوده است.

شعبه ۱ دادگاه انقلاب شهر سقز سپس وی را به اتهام عضویت در احزاب سیاسی به چهار سال زندان محکوم کرد که این حکم بعدا از سوی دادگاه تجدید نظر عینا قطعی شده است.

نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

دادگاه بین المللی: دست داشتن رژیم تهران در ترور حریری 

موضوع: Mon 15 Aug 2011 14:28

دادگاه بین المللی: دست داشتن رژیم تهران در ترور حریری

مجله آلمانی اشپیگل در جدیدترین شماره خود نوشت: دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان به دنبال مرتبط کردن رژیم تهران با این پرونده است.

به گزارش سایت عصر ایران به نقل از اشپیگل، دادگاه بین المللی اطلاعاتی دارد که براساس آن رژیم ایران با عملیات ترور حریری مرتبط بوده است.

اشپیگل به نقل از منابع اطلاعاتی که نخواست نامشان اعلام شود می نویسد: دادگاه بین المللی حریری که اخیرا نام و مشخصات چهار متهم این پرونده را منتشر کرد به شدت نشانه هایی را دنبال می کند که براساس آن این پرونده به ایران برسد.

این چهار متهم ، همگی عضو حزب الله هستند. دولت لبنان اخیرا اعلام کرد که هیچ نشانی از این چهار متهم به دست نیاورده و امکان بازداشت آنان وجود ندارد.

براساس این گزارش، دادگاه حریری مدعی است این چهار متهم در سال 2004 به ایران سفر کردند و به مدت چند ماه در پایگاه نظامی (امام) خمینی در نزدیکی شهر قم، آموزش های نظامی را برای عملیات ترور طی کردند.

این گزارش می افزاید: ناظران این آموزش ها، دکورهای شبیه به صحنه ترور و انفجار در بیروت طراحی کرده بودند و عملیات انفجار آزمایشی را نیز انجام دادند.

براساس مطلب اشپیگل ادعا شده است، هم اکنون نیز چهار متهم پرونده حریری، از لبنان خارج شده اند و حداقل سه نفر از آنها هم اکنون در ایران زندگی می کنند.

نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

ڕێوره‌سمی پرسه و سه‌ره‌خۆشی فانۆزە بەهرامی لە ڤانکوڤەر  

موضوع: Sun 14 Aug 2011 19:18

ڕێوره‌سمی پرسه و سه‌ره‌خۆشی فانۆزە بەهرامی لە ڤانکوڤەر
Friday, 12 August 2011 04:59
ڕێوره‌سمی پرسه و سه‌ره‌خۆشی فانۆزە بەهرامی لە ڤانکوڤەر
ڕێوره‌سمی پرسه و سه‌ره‌خۆشی فانۆزە بەهرامی لە ڤانکوڤەر

به‌ داخ و که‌سه‌رێکی زۆره‌وه فانۆزە بەهرامی خۆشکی گەورەمان و خوشکی دوو تیکۆشەری گیانبەختکردوی ناو ریزەکانی کۆمەڵە شەهیدان قادر بەهرامی و سانییە بەهرامی رۆژی چوارشەممه ڕێکه‌وتی ٢٠١١/٨/١٠ لە تەمەنی ٥٥ سالیدا دڵی له لێدان که‌وت و مالاوایی له ژیان کرد..

به‌ بۆنه‌‌ی مه‌رگی ئه‌و ئازیزه‌وه، ڕێوره‌سمی پرسه و سه‌ره‌خۆشی ڕۆژی یه‌کشه‌ممه ٢٠١١/٨/١٤، لە ئەم ئادرەسەی خوارەوە بەرێوە دەچیت ..

2342 Mary Hill Rod

Port Coquitlam B.C

حەمید بەهرامی و بنە مالە لە ڤانکوڤەر

بۆ زانیاری زیاتر ده‌توانن به‌م ته‌له‌فۆنانه‌وه پێوه‌ندی بگرن.

7789875307

‌ • نوسه‌ر:بنه‌ماڵه‌ی بەهرامی لە ڤانکوڤەر
نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

تغییر اجباری تاکیتک احمدی‌نژاد از 'حمله افشاگرانه' به 'ضدحمله افشاگرانه'؟ 

موضوع: Sat 9 Jul 2011 14:5

تغییر اجباری تاکیتک احمدی‌نژاد از 'حمله افشاگرانه' به 'ضدحمله افشاگرانه'؟

سایت لمون پرس - به نظر می رسد بازی با خط قرمزهای نظام نظیر حکم حکومتی، شورای نگهبان ، قوه قضاییه که طی سه ماه گذشته از سوی احمدی نژاد آغاز شده است، در آینده نیز ادامه یابد و وی با شیوه 'شل کن سفت کن' به زیر سوال بردن این خط قرمزها و سپس عقب نشینی بپردازد تا در نهایت بتواند موقعیت فعلی خود را تثبیت و از افزایش فشار ها بر روی خود و نزدیکانش جلوگیری نماید تا زمان مناسب برای ابتکار عمل اصلی وی فرابرسد

کمتر کسی تصور می‌کرد محمود احمدی نژاد که زمانی ورودش به عرصه رقابت برای ریاست جمهوری نهم، با "حملات افشاگرانه" همراه بود، در روزهای اخیر از "ضد حمله افشاگرانه" بهره ببرد.

احمدی نژاد در سال 88 وقتی پرچم ورود به میدان رقابت را بلند کرد، اولین حمله اش را با لیستی از آقازاده هایی آغاز کرد که به گفته او جزو مفسدان اقتصادی کشور محسوب می شدند. این لیست اگرچه هیچ گاه از جیب او بیرون آورده نشد، اما تا مدتها کارکرد خوبی برای پیشرفت او در میدان نبرد برای کسب کرسی عالی ترین مقام اجرایی کشور داشت .

بحث قاچاق سیگار و رشوه 5 میلیارد دلاری نیز اتفاق مشابهی بود که احمدی نژاد در سال 87 در قم درباره‌اش چنین گفت : «کسی هست که اگر من اشاره کنم شما می‌شناسید. دخانیات ما برای اینکه این شبکه را به هم بزند گفته است که آقا من امتیازات واردات سیگار به جای اینکه دست یک نفر باشد، آزاد می‌گذارم. هر کس می‌خواهد طبق مقررات و ضوابط بهداشتی و عوارض گمرکی سیگار وارد کند. کس دیگری هم آمده که حالا آدم به ظاهر سالمی است و گفته است من بدون قاچاق و تقلب و رشوه می خواهم سیگار وارد کنم.

آقایی که هنوز هم در یکی از مراکز است و زیاد هم مصاحبه می‌کند و ادعاهای خیلی گنده می‌کنه و تحلیل‌های عجیب و غریب، این آقا را صدا زده و گفته تو می‌خواهی سیگار وارد کنی؟ گفته بله. گفته است پنج میلیارد دلار باید بدهی به فلان آقا. گفته است برای چی باید بدهم؟ گفته مگر نمی‌خواهی سیگار وارد کنی؟ گفته بله می‌خواهم وارد کنم و عوارض قانونی را می‌پردازم و سیگار مورد قبول بهداشت را وارد می‌کنم. گفته است نخیر نمی‌شود تا تو این پول را ندهی امکان ندارد بتوانی سیگار وارد کنی. این فرد هم نپرداخته است.

رییس دخانیات آمد پیش من و گفت فلان آقا مرا صدا کرده و گفته چرا می‌خواهی به این فرد مجوز وارد کردن سیگار بدهی؟ تو حق نداری به این مجوز ورود سیگار بدهی. والا با تو برخورد می‌کنیم »

سخنان احمدی‌نژاد این بار نیز به رغم حمله شدید به مفسدان اقتصادی و اخلالگران در برنامه‌ها و سیاست‌های دولت، بدون معرفی اشخاص و گروه‌ها پایان یافت، در حالی که به نظر می‌رسد افکار عمومی، مردم و به ویژه حامیان دولت، منتظر معرفی این مفسدان و اخلالگران هستند .

یا مطرح کردن بحث مافیای مسکن توسط رییس دولت نهم درحالی بود که حتی وزیر مسکن و شهرسازی وی نیز از ماهیت این مافیا بی خبر بود و درباره صحت آن به خبرنگاران گفت : « هر شخصی چنین صحبتی را کرده، باید خود پاسخ دهد. من نمی‌‏دانم.»

در سالهای بعد هم این روند ادامه داشت تا نوبت به انتخابات سال 88 رسید. این بار احمدی نژاد صراحتا بدون آنکه بخواهد توضیح بیشتری بدهد، نام دو تن از بزرگان نظام و فرزندان آنان را برد و اتهاماتی را متوجه آنان کرد؛ اقدامی که امروزه از سوی قوه قضاییه و مقامات عالی نظام، نادرست و غیر قانونی و غیرشرعی دانسته می‌شود. با این حال، خواسته احمدی‌نژاد از این روش برآورده شد و وی شوکی که تامین کننده منافع رقابتی وی بود، به راه انداخت و سوار بر موج بلند شده، بالا رفت تا 4 سال دیگر جایگاه ریاست جمهوری را از آن خود کند. در دو سال گذشته نیز وی کماکان از این راهبرد برای پیشبرد اهداف خود بهره برده است .

یک نمونه آن مربوط به زمانی است که رییس دولت دهم اعلام کرد : «312 مفسد اقتصادی را به دستگاه قضایی معرفی کردم».

به نظر می رسید وی با این لیستی که گفت تقدیم قوه قضاییه کرده، ‌فراتر از حرف رفتار کرده و یک قدم در عرصه عملگرایی برداشته است. اما کمی بعد بنابر اعلام مقامات دستگاه قضایی دو نکته مشخص شد :‌
اول اینکه در این لیست هیچ اثری از نام متهمان پرونده موسوم به خیابان فاطمی، ‌وجود ندارد .

دوم : لیست مفسدان اقتصادی چیزی که عنوان می‌شود، نیست و بیشتر این افراد بدهکاران بانکی هستند که حتی بانک‌ها هم علیه آنان شکایتی را مطرح نکرده اند .

فروردین 90 ، زمانی برای تغییر تاکتیک

اما این تاکتیک محمود احمدی نژاد تا زمانی بود که موضوع استعفا و برکناری حیدر مصلحی و بازگشت وی با دستور رهبری رخ نداده بود. احمدی‌نژاد تا اوایل سال جاری از ابزار افشاگری بهره می برد و البته هنوز هم بهره می‌برد، اما نوعش تغییر یافته است. از 29 فروردین امسال او برای غلبه بر حریف به جای حملات افشاگرانه، مجبور به استفاده از ضدحملات افشاگرانه شده است .

تعریض به حساسترین نهادهای نظام از جمله شورای نگهبان در موضوع ادغامها، قوه قضاییه در سیاسی خواندن پرونده نزدیکان خود و سپاه پاسداران در موضوع اسکله ها، از جمله این موارد است.

بنابر آنچه که 11 تیر ماه به طور زنده از شبکه خبر صداوسیمای ملی پخش شد،‌ او در "همایش راهبردهای نوین در پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز" در باره واردات غیرقانونی به ایران چنین گفت : " تمام مرزهای غیرقانونی باید بسته بشود. مال فلان سازمان است، مال فلان نهاد است، مال فلان دستگاه است، هر کس یک جایی را سوراخ کرده است، برای خودش می برد و می آورد ... اگر کالایی امنیتی است، کالایی اطلاعاتی است، کالایی دفاعی است ... می تواند از مرز قانونی وارد شود."

احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنرانی خود برای نشان دادن ابعاد بزرگ واردات غیرقانونی، به درآمد حاصل از قاچاق سیگار اشاره کرده و گفت : «۲ هزار میلیارد تومان فقط مصرف سیگار است در ایران ... همه قاچاقچیان درجه یک دنیا را به طمع می اندازد، چه رسد به برادران قاچاقچی خودمان » .

اگرچه سایت ریاست جمهوری در خبری که روز شنبه از سخنان رئیس دولت منتشر کرد، تاکید او بر ورود کالاهای "دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی" از مرزهای غیرقانونی و نیز اشاره وی به "برادران قاچاقچی" را حذف کرد، اما این سخنان به سرعت مورد توجه رسانه ها قرار گرفت و کنایه ای معنادار به سپاه تلقی شد. از این رو سردار جعفری فرمانده کل سپاه در اظهارنظری به این سخنان واکنش نشان داد و طرح این مسایل را انحرافی دانست و گفت:‌ «این ارگان همچون سایر نهادهای نظامی اسکله‌هایی نظامی در اختیار دارد، اما هیچگونه مبادله تجاری در آنها انجام نمی‌دهد»‌.

شاید در نگاه اول به نظر برسد که این بار هم احمدی نژاد کنشگر این اتفاق بوده، اما با در نظر گرفتن اظهارات بعدی فرمانده کل سپاه، می بینیم احمدی‌نژاد برای تغییر فضایی که لابد به نفع او نیست، مجددا از این روش بهره برده است .

چند وقتی است که با جدی شدن مقابله نظام با جریان موسوم به انحرافی ، بحث دستگیری سران آن که از قضا از نزدیکان رییس دولت دهم و به گفته احمدی‌نژاد جزو خطوط قرمز او هستند ، شنیده می‌شود . از سوی دیگر بنابر گفته سردار جعفری «‌دستگیری عوامل جریان انحرافی به صلاحدید قوه قضاییه برعهده سپاه گذاشته شد ».

از این رو به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد با حس کردن خطری مبنی بر دستگیری حلقه اول نزدیکانش، چنین سخنانی را مطرح کرد. سخنان وی درباره اسکله‌های غیرقانونی اگرچه توسط پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری تکذیب و تجریف رسانه ای خوانده شد، اما از این واقعیت چیزی را کم نمی کند که رییس دولت دهم از حالت تهاجمی و فعالانه به حالت تدافعی و منفعلانه درآمده است .

به نظر می رسد بازی با خط قرمزهای نظام نظیر حکم حکومتی، شورای نگهبان ، قوه قضاییه که طی سه ماه گذشته از سوی احمدی نژاد آغاز شده است، در آینده نیز ادامه یابد و وی با شیوه "شل کن سفت کن" به زیر سوال بردن این خط قرمزها و سپس عقب نشینی بپردازد تا در نهایت بتواند موقعیت فعلی خود را تثبیت و از افزایش فشار ها بر روی خود و نزدیکانش جلوگیری نماید تا زمان مناسب برای ابتکار عمل اصلی وی فرابرسد.

پیش بینی می شود فرورفتن در لاک دفاعی به مشخصه اصلی ماه های پایانی ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد تبدیل شود . جدای از اینکه این افشاگری‌ها صحت دارد یا نه، دو چیز مشخص است: اول آنکه تمام این افشاگری‌ها جنبه تدافعی دارد و دوم اینکه علیه همپیانان دیروزش به کار گرفته می شود. حال این پرسش مطرح است که آیا وی با تغییر تاکتیک بازی ، باز هم برنده این میدان خواهد بود ؟

نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

واقعه خمینی شهر؛ علت تجاوز به زنان بدحجابی نیست 

موضوع: Fri 17 Jun 2011 11:21

واقعه خمینی شهر؛ علت تجاوز به زنان بدحجابی نیست

شهرزادنیوز: در پی تجاوز 14 مرد به 6 زن در خمینی شهر اصفهان، نیروی انتظامی، برخی از مقامات قضایی، از جمله دادستان خمینی شهر و رسانه های اسلامگرا، بد حجابی و پوشش نامناسب را از جمله دلایل این تجاوز خواندند، اما آسیب شناسان اجتماعی این دلایل را نادرست می دانند.

دکتر فرید براتی سده، روانشناس و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی، در گفتگو با سلامت نیوز، اظهار داشت که افزایش خشونت های جنسی در جامعه کمترین ارتباط را با نیاز جنسی دارد و تحلیل های برخی از افراد در علت تجاوز به زنان و دختران، مبنی بر اینکه بد حجابی و پوشیدن لباس های نامناسب موجب بروز خشونت‌های جنسی می شود، به هیچ وجه درست نیست و مقصر سازی قربانی به هیچ وجه محلی از اعراب ندارد.

وی افزود که یکی از دلایل خشونت‌های جنسی ابراز وجود در پی سرکوب افراد است و زمانی که فرد هیچ راهی برای بروز خشونت خود پیدا نمی کند، میل به پرخاشگری علیه دیگران و میل به اعمال قدرت پیدا می کند.

این روانشناس در پایان تأکید کرد که مقصر دانستن قربانی به آتش این نوع خشونت ها دامن می زند و باید مراقب بود که در وادی مقصر دانستن قربانی وارد نشویم و بدانیم افراد هر پوششی که داشته باشند، نباید افراد شرور به خود اجازه دهند دست به هر خشونتی علیه آنها بزنند.

نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

سازمان مجاهدین انقلاب: با شرکت در راه پیمایی ۲۲ خرداد، امید استبداد را به یأس تبدیل کنید 

موضوع: Sat 11 Jun 2011 12:20

سازمان مجاهدین انقلاب: با شرکت در راه پیمایی ۲۲ خرداد، امید استبداد را به یأس تبدیل کنید
سازمان مجاهدین انقلاب: با شرکت در راه پیمایی ۲۲ خرداد، امید استبداد را به یأس تبدیل کنید
جــرس: در آستانه ٢٢ خرداد و دعوت فعالان جنبش سبز برای حضور همگانی در راهپیمایی سکوت، سازمان مجاهدین انقلاب نیز طی بیانیه ای، از همگان دعوت کرد تا «با شرکت در راه پیمایی ۲۲ خرداد، امید استبداد را به یأس تبدیل کنند.»



به گزارش تارنمای امروز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی(شاخه خارج کشور)، همزمان با فرارسید خردادماه و در آستانه سالگرد انتخابات ریاست جمهوری و آغاز جنبش سبز بیانیه ای صادر نمود و در آن ضمن گرامیداشت اعتراضات مدنی و پایداری مردم و دعوت به راهپیماییِ بیست و دوم خرداد، به ادامه مسیر جنبش سبز بدون خشونت و همراه با پایداری بیشتر تاکید کرد.


متن این بیانیه به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم
«والذین قالو ربنا الله ثم استقاموا»
ملت شریف و آگاه ایران!
خردادی دیگر فرا رسیده و مجددا حماسه های بیشمار شما را در این ماه پر حادثه را در اذهان زنده کرده است. حماسه هایی چون قیام ضد استبدادی پانزدهم خرداد سال ۴٢ آزادی خرمشهر در سوم خرداد ۶۱، وانتخابات شکوهمند دوم خرداد ٧۶ تنها گوشه ای از مبارزات درخشان شما ملت بزرگوار در جهت نیل به استقلال و آزادی میهن بوده است که هیچگاه فراموش نخواهد شد. و اما آخرین برگ زرین دفتر افتخارات شما در این ماه، به حضور حماسی در انتخابات ٢٢خرداد ٨٨ باز می گردد که طی آن بار دیگر بر خواست تاریخی خود برای استبداد زدایی از عرصه حکومت پا فشردید و صدای رسای خود را به گوش حاکمان رساندید.


خروش شکوهمند شما در خرداد ٨٨ از آن جهت حائز اهمیت می نماید که تلاش هایی را که طی دو دهه گذشته در راه قبضه قدرت در انحصار گروهی معدود صورت گرفت، نقش بر آب کرد و سیمای حقیقی استبداد را برای همگان تمام عیار آشکار نمود.


جریانی با استفاده از تمامی امکانات کشور و با در دست داشتن کنترل تمام نهادهای انتصابی نهایت تلاش خود را کرد تا اصلاحات را به بن بست بکشاند. این جریان قدرت طلب، میخ نخست بر تابوت جمهوریت نظام را در انتخابات مجلس هفتم کوباند و عملا مجلسی را که می باید «عصاره فضائل ملت» باشد به مجلسی گوش به فرمان و بله قربان گوی خود بدل کرد. حاکمیت مستبد، برای جلوگیری از هرگونه تکرار حرکت اصلاحی قصد آن داشت که قوه مجریه را نیز به طور کامل در اختیار بگیرد و در نتیجه گام بعدی برای انتصاب فردی بی ریشه و گوش به فرمان در راس دولت را در سال ٨۴ برداشت و دولت نهم را با حمایت ها و دخالت های آشکار و نهان نهادهای امنیتی و اطلاعاتی بر سر کار آورد.


از ابتدای آغاز به کار دولت نهم، اجرای سیاستهای انحصارطلبانه ی مورد نظر استبداد طلبان حاکم که در طول دوران سازندگی و اصلاحات مجال اجرایی شدن پیدا نمی کرد در دستور کار قرار گرفت. سیاستهای تهاجمی و نابخردانه در عرصه بین المللی، تصمیمات غیرواقع بینانه و بی منطق در زمینه مسائل هسته ای، بستن فضای داخلی و سرکوب سیستماتیک احزاب، مطبوعات، نهادهای مدنی و دانشگاهها، رفتارهای به شدت عوام فریبانه در عرصه اقتصادی که منجر به تورم لجام گسیخته و گرانی ، بیکاری و کاهش تولید و قرار گرفتن نظام بانکی کشور تا مرز ورشکستگی و اتلاف صدهامیلیارد دلار درآمدهای نفتی تنها گوشه ای از اثرات مخرب سیاستهای اعمالی حاکمانی است که سرمست از انحصار و یکدست شدن حاکمیت سیاست و اقتصاد و فرهنگ این کشور را عرصه تاخت و تاز خود قرار دادند.


دوراندیشی و تحلیل های حازمانه و همچنین هشدارهای تمامی عقلا، کارشناسان و دلسوزان انقلاب و کشور نسبت به ادامه روند فعلی و مسیر آینده کشور در سالهای اخیر به روشنی «پرتگاه سقوط و فروپاشی» را تبیین می نمود و بنا بر همین احساس خطر و حس مسوولیت نسبت به آینده کشور و ملت اصلاح طلبان به روند وارد انتخابات شدند و مردم هم با توجه به تجربه چهار سال قبل و با مشاهده فجایع و ادامه این وضعیت به دعوت اصلاح طلبان پاسخ مثبت دادند و برای نجات کشور و اصلاح امور و استیفای حقوق و آزادی های مشروع خود به صحنه آمدند. لذا امید آن بود که با حضور گسترده مردم، حکومت مجالی برای تقلب تاثیرگذار در انتخابات نیابد؛ کما اینکه در دوم خرداد 76 قصد داشت با کودتایی انتخاباتی نتیجه را به سود نامزد و جریان مورد حمایت خود تحریف کند، ولی رای 20 میلیونی مردم به خاتمی جرات و میدان چنین جسارتی را از حاکمان گرفت.


اما متاسفانه و با کمال تاثر، همگان شاهد بودند حکومتی که چهار سال طعم قدرت مطلقه را چشیده بود، به هیچ روی حاضر نشد به رای مردم گردن نهد و به جای عقب نشینی از مطالبات زیاده خواهانه خود، یک گام بلند دیگر در جهت بسط استبداد برداشت و نقشه ی پیشین کودتای انتخاباتی را در بیست و دوم خرداد ٨٨ سازماندهی و پیاده نمود.


در روزهای منتهی به انتخابات تمامی شواهد و قرائن حکایت از آن داشت که حکومت اهدافی ورای انتخاب مجدد احمدی نژاد در سر می پروراند. حمله به ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی در روز انتخابات، دستگیری صدها فعال سیاسی-مدنی که سابقه فعالیتهای انقلابی و مذهبی ایشان از سن احمدی نژاد بیشتر می نمود ساعاتی پس از پایان رأی گیری، اشغال روزنامه ها، اختلال در پایگاه ها و مجاری اطلاع رسانی به مردم و ممانعت از انتشار اخبار تقلبات و تخلفات انتخاباتی عملاً از کودتایی عریان علیه جمهوریت و مظاهر آن نظیر انتخابات آزاد حکایت می کرد. کودتایی که در مسیر حرکت به سمت نقض حقوق اساسی و آزادی های شهروندی ملت و ایجاد حکومتی استبدادی نقطه عطفی سرنوشت ساز به شمار می آمد. اما اشتباهات محاسباتی حکومت در دست کم گرفتن عزم راسخ و اراده عظیم شما ملت بزرگ در دستیابی به اهدافشان بود.


ملت شهیدپرور و آزاده ایران!
حضور حماسی شمادر ٢۵ خرداد ٨٨ و ایستادگی های پیاپی پس از آن خواب آسوده را از حاکمان استبدادطلب و اذنابشان برگرفته است و خیال خام آنان در باز سازی مناسبات سلطانی در کشور و باز گشت به دوران سلطنت مطلقه را نقش بر آب کرده است. حضور بیش از 3 میلیون شهروند ایرانی در تهران در اعتراض به دزدیده شدن آرایشان توسط حکومت و ایستادگی های پس از آن اندک مشروعیت حاکمان را در پیش چشم حامیان داخلی و خارجی زدوده و ماهیت قانون گریز و دیکتاتور مآبانه آنها را بر همگان آشکار ساخته است.


در این مسیر سرکوب وحشیانه ی مسالمت آمیز ترین مدنی ترین اعتراضات تاریخ کشورمان توسط بخشی از نیروهای سپاه و بسیج لکه ننگ دیگری بود که بر پیشانی حکومت نشست و بنیان سست آن را حتی در بین هواخواهانش متزلزل تر از همیشه نمود.


ملت هوشیار و صبور ایران!
جنبش سبز، زاییده ی حرکت مدنی و آگاهانه و به دور از خشونت شما مردم متمدن و با فرهنگ در راه دستیابی به آزادی و عدالت، حرکتی عمیق و ریشه دار است که با سرکوب و خفقان و سانسور از بین رفتنی نیست. حکومتی که پس از بیست و دوم بهمن ٨٨ همچون کبک سر خود را در برف فرو برده بود و به خیال خود قدرت خود را واکسینه می پنداشت ناگاه با خیزش مجدد و عظیم شما در بیست و پنجم بهمن ٨٩ مواجه شد و سراسیمه به جای پیدا کردن ریشه مشکلات و بازگشت به عقلانیت، بار دیگر با تکیه بر اشتباهات گذشته این بار در یک اقدام ناشیانه ی دیگر دست به دستگیری رهبران جنبش سبز زد.


ملت آگاه و مقاوم ایران!
نیک بدانید که تمامی سرکوب ها و تنگناهایی که حکومت در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به وجود آورده تنها از ضعف مفرط در مواجهه با مخالفان بر می آید.


آگاه باشید که طی دو سال گذشته به علت برخوردهای سبعانه ی حاکمیت با جوانان این مرز و بوم و فجایعی چون کهریزک و کشتار سی خرداد و عاشورای ٨٨، بخش قابل ملاحظه ای از حاکمیت دچار انفعال و اصطکاک شده است. صحبتهای غیر مستقیمی که از افرادی چون فرمانده سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات مبنی بر ریزش در درون این ارگان ها وجود دارد را باید بسیار جدی تلقی کرد.تحلیل این شرایط و چشم انداز آینده نیازمند سخنی دیگر است و ما در روزهای آینده در این باره با شما سخن خواهیم گفت.


ملت شریف ایران!
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، به عنوان تشکلی که هزینه های بسیاری را در راه جنبش آزادیخواهانه و سبز شما مردم پرداخته است و بسیاری از اعضای ارشد آن نیز به اسارت حاکمیت در آمده اند، بار دیگر شما را به صبر، استقامت و ادامه طریق در مسیر متعالی و آزادیخواهانه ای که گام نهاده اید فرا خوانده و از شما می خواهد با شرکت در راه پیمایی اعلام شده از سوی شورای هماهنگی سبز امید در روز ٢٢خرداد امید حاکمان استبداد طلب به امکان ادامه وضعیت موجود را به یأس تبدیل کنید. همچنین بر این عقیده ایم که پافشاری بر خواسته های حداقلی جنبش سبز که در منشور سبز توسط آقای موسوی بیان شده است، تنها راه برون رفت از این بن بست کنونی کشور می باشد ( و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا). ما هم چنین دلسوزانه و از سر خیر خواهی به حکومت هشدار می دهیم که شهامت اعتراف به اشتباه را از خود نشان دهد و از لجاجت بیشتر در برابر خواست و اراده ملت دست بردارد.


در پایان از تمامی عقلای اصولگرا و دلسوزان واقعی نظام انتظار می رود به جای مدح و ثنای قدرت و پیشی گرفتن از یکدیگر درتقرب به آن، پیش از آنکه بیشتر دیر شود، دلسوزانه حاکمان را متقاعد به بازگشت از راه پر مخاطره و باطلی که در آن گام گذاشته اند کنند و اجازه ندهند میراث انقلاب شکوهمند ۵٧ و ثمره خون شهیدان هزینه ی قدرت طلبی اقلیتی کوچک شود که جز حفظ قدرت خویش هیچ شاخصی را برای اداره کشور مد نظر قرار نمی دهند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
شاخه خارج از کشور
بیست و یکم خرداد


نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

این بار زندان قرچک ورامین، هفت سوله برای نگهداری صدها زندانی زن 

موضوع: Mon 9 May 2011 23:45

این بار زندان قرچک ورامین، هفت سوله برای نگهداری صدها زندانی زن


کلمه : زندانیان سیاسی زن که در روزهای گذشته به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند، نامه ای خطاشب به ملت ایران، آیات و مراجع عظام تقلید، مقامات مسئول جمهوری اسلامی و مجامع حقوق بشری در سراسر دنیا نوشته اند. آنها گفته اند اگر چه پش از این شرایط بسیار دشواری را در زندان رجایی شهر تجربه کرده بودند، اما اکنون آنچه که در زندان قرچک ورامین می بینند جز محیر العقول خواندنش واژه ای دیگر برای توصیفش نمی یابند.

به گزارش کلمه، زندانیان سیاسی زن که به تازگی به زندان ورامین منتقل شده اند در تظلم نامه خود نوشته اند :«تنبیهات بسیار شدید و برخوردها و درگیری های میان زندانیان بسیار دور از شان و مقام و منزلت انسان است. چرا که از خود می پرسیم در کجای دنیا نتیجه ی درگیری بر سر آب جوش و تنبیه متعاقب آن شکستن ناخن های دستان یک زندانی باشد؟ در کجای دنیا عده ای مرد باتوم به دست را به بند نگهداری زنان زندانی به قصد ضرب و شتم می فرستند؟ در کجای دنیا کودکان ۱۴ و ۱۵ ساله را در چنین شرایطی نگهداری می کنند؟ »

این زندانیان دست به دست به دامان وجدان های بیدار شده اند تا اگر ذره ای انسانیت باقی مانده باشد، در برابر این بی حرمتی ها به شان و منزلت انسانی که ملائک بر او سجده برده اند سکوت نکنند.

زندانیان سیاسی زن در این نامه تنها به انتقال خود از این زندان و بهبود شرایط خود نمی اندیشند.آنها می پرسند:
«مگر مسئولین قضایی کشور، تمام آنچه شرع و قانون و اخلاق بدان معتقد است را به گوشه ای افکنده اند، و سیستم نظارتی خود را بر این اصل استوار کرده اند که تمامی مجرمین، از کوچک ترین مرتکبین به جرم تا بزرگ ترینشان مستحق مرگ اند. که اگر چنین بود امر به معروف و نهی از منکر به چه منظور به عنوان یکی از اساسی ترین مبانی شریعت اسلام شناخته شده است.»

این زندانیان گفته اند:« دریغا که شرمساریم از آنچه در اطرافمان می گذرد و دو چندان شرمساریم از آن که نظیر چنین فجایع غیر انسانی در مملکت ما به وقوع می پیوندد. کشوری که کباده ی تاریخ و فرهنگ و هنرش، دبدبه ی اسلام گرایی و انسان دوستی اش گوش فلک را کر کرده است.»

پس از انتشار نامه سید ضیا نبوی در باره شرایط غیرانسانی زندان کارون اهواز، نامه زندانیان سیاسی زن نیز تصویری تکان دهنده و فاجعه بار از زندان زنان در قرچک ورامین ارائه می دهد.تصویری که بار دیگر این سوال را مطرح می کند که ایا وعده انقلاب اسلامی این بود؟آیا این است وعده قانون اساسی حمهوری اسلامی که از حفظ کرامت انسان ها سخن می گوید؟

خانواده های زنذانیان سیاسی زن در زندان رجایی شهر که به تازگی به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند می گویند که این زندان کهریزکی دیگر است .گفته می شود که به زودی زندانیان سیاسی زن در اوین نیز به قرچک ورامین منتقل خواهند شد.

به گزارش کلمه، متن کامل نامه ۹ زندانی سیاسی زن در قرچک ورامین به شرح زیر است :

ملت شریف ایران

وجدان های بیدار

آیات و مراجع عظام تقلید

مقامات مسئول جمهوری اسلامی

مجامع حقوق بشری در سراسر دنیا

حدود یک هفته از انتقال ما زندانیان سیاسی زن زندان رجایی شهر به “زندان قرچک ورامین” می گذرد. آن چه ما را وادار به نوشتن این نامه کرده است، حجم عظیم اتفاقاتی ست که جز محیر العقول خواندنشان واژه ای دیگر برای توصیفشان نمی یابیم.

از بدو ورود به این اصطلاح “ندامتگاه” چنان از آن چه در اطرافمان می گذرد شگفت زده ایم که باور نمی کنیم سال هاست جمعی از زندانیان را در جمهوری اسلامی ایران به قصد “تادیب” به چنین مکانی می فرستند. ما که تجربه ی اسارت در زندان رجایی شهر را نیز در کوله بار خود داریم، هرگز گمان نمی بردیم که پس از خروج از رجایی شهر شاهد چنین وضع اسف باری باشیم.

در بند زنان زندان رجایی شهر، هر روز شاهد انواع و اقسام بی حرمتی ها، قانون شکنی ها، موارد متعدد تعدی به حقوق زندانیان و چه بسا در مواردی قتل زندانیان توسط مجرمین خطرناک بودیم. به هر روی پیگیری های مداوم اینجانبان، منجر به اختصاص دو اتاق مخصوص زندانیان به اصطلاح امنیتی شد. تا این که زمزمه ی انتقال زندانیان زن به زندان کچویی کرج آغاز شد. با خود می پنداشتیم که هر جایی بهتر از رجایی شهر باشد، اما پس از انتقال بخش اعظم زندانیان به زندان کچویی کرج، از شرایط ناگوار زندانیانی شنیدیم که همه به قصد “تادیب” و ” تربیت” بدانجا فرستاده شدند! از ابتدای این انتقال، شایعات گوناگونی نیز در رابطه با زندانیان سیاسی آغاز شد.

دیری نگذشت که سه شنبه هفته گذشته ما را نیز با دست بند و پا بند و تحت شرایط فوق امنیتی ای که حتی در دوران بازجویی نیز به خود ندیده بودیم، در بد ترین وضع ممکن راهی جاده ورامین کردند، تا پس از گذران سه ساعت و نیم راه، که منجر به بدحال شدن تنی چند از زندانیان نیز گردید، ما را به زندان قرچک ورامین واقع در بیابان های اطراف تهران، منتقل کردند. در رابطه با جایگاه جغرافیایی این زندان، همین بس که ما همچنان در عجبیم از آن که خانواده های ما چگونه خواهند توانست برای ملاقات با ما به این ینگه دنیا بیایند؟

بگذریم از این که با گذشت چیزی حدود یک هفته هنوز نه حرفی از ملاقات هست و نه دیداری با خانواده ها. به هر روی ما از آنچه تحت عنوان حقوق زندانیان نامیده می شود می گذریم و تنها از بدیهی ترین حقوق انسانی آدمیانی می گوییم که در این زندان مدت هاست نگهداری می شده اند و هم اکنون ما نیز به لطف مسئولین سعادت تجربه ی چنین شرایطی را پیدا کرده ایم.

زندان قرچک ورامین شامل هفت سوله است که هر سوله با تخت هایی به ظرفیت چند ده نفر تجهیز شده است. این در حالی ست که در هر کدام از این سوله ها بیش از ۲۰۰ زندانی نگهداری می شوند. عدم وجود کوچک ترین سیستم، برای تهویه هوا، وضعیت اسف بار بهداشتی به نحوی که بوی فاضلاب و شدت گازهای ناشی از آن برای بسیاری از زندانیان ناراحتی های تنفسی جدی به وجود آورده است. دو سرویس بهداشتی برای بیش از ۲۰۰ نفر، دو اتاقک حمام برای همین تعداد از زندانیان در نظر گرفته شده. محدودیت های به وجود آمده به خاطر سرویس های بهداشتی، عملا باعث شده است تا بسیاری از زندانیان از محیط سوله و مابین تخت ها به عنوان “سرویس بهداشتی” استفاده کنند.

به دلیل نبود حتی یک شیر آب جداگانه زندانیان برای شستشوی لباس و ظروف خود باید از همین حمام و سرویس بهداشتی استفاده کنند. روزانه به اصطلاح “سه وعده” غذایی در سلف سرویس این زندان ارائه می شود

مجددا از پرداختن به وضعیت بهداشتی سلف سرویس و کیفیت غذا اجتناب می کنیم و تنها این که در هفته گذشته به دلیل کمبود جیره غذایی، چندین بار وعده نامبرده به بسیاری از زندانیان نرسید. وعده مذکور نیز اغلب دو قرص نان خشک و یک سیب زمینی، و یا مقدار بسیار اندکی ماکارونی را شامل می شود. از آنجا که بسیاری از زندانیان کم سن و سال حتی زیر ۱۸ سال نیز در این زندان نگهداری می شوند، به وضوح می توان مشکل سوءتغذیه جدی را در میان بسیاری ز زندانیان مشاهده کرد.

بگذریم از نحوه برخورد مسئولین سلف سرویس، نگهبانان و … که با توهین آمیز ترین شکل ممکن زندانیان را خطاب کرده و مرتب نهیب می زنند. و باز بگذریم از عدم وجود امنیت جانی در سلف سرویس،به خاطر درگیری های زیادی که بر سر غذا به وجود می آید. تا جایی که غذاخوری زندان از جانب زندانیان به طعنه “کتک خوری” نامیده می شود.

در زندان های دیگر اغلب مکانی تحت عنوان فروشگاه جهت تهیه مایحتاج ضروری زندانیان از مواد خوراکی تا بهداشتی در نظر گرفته می شود که ما چنین چیزی را نیز در این زندان ندیده ایم.

محیط هواخوری زندان نیز فضایی ست که در حالت ایده آل ظرفیت چند ده نفر را داراست که همیشه به عنوان محل هواخوری
بیش از ۴۰۰ نفر استفاده می شود. محیطی با دیوار های سیمانی بلند که هیچ شباهتی با هواخوری زندان هایی همچون اوین و رجایی شهر ندارد. بزرگ ترین لطف مسئولین این زندان به زندانیان اجازه ی دوبار استفاده از آب جوش جهت نوشیدن چای است، که در هفته گذشته و بر اثر پرتاب ظرف آب جو ش به سمت یکی از زندانیان، چند تن از ایشان دچار جراحت جدی شدند.

تنبیهات بسیار شدید و برخوردها و درگیری های میان زندانیان بسیار دور از شان و مقام و منزلت انسان است. چرا که از خود می پرسیم در کجای دنیا نتیجه ی درگیری بر سر آب جوش و تنبیه متعاقب آن شکستن ناخن های دستان یک زندانی باشد؟ در کجای دنیا عده ای مرد باتوم به دست را به بند نگهداری زنان زندانی به قصد ضرب و شتم می فرستند؟ در کجای دنیا کودکان ۱۴ و ۱۵ ساله را در چنین شرایطی نگهداری می کنند؟

دریغا که شرمساریم از آنچه در اطرافمان می گذرد و دو چندان شرمساریم از آن که نظیر چنین فجایع غیر انسانی در مملکت ما به وقوع می پیوندد. کشوری که کباده ی تاریخ و فرهنگ و هنرش، دبدبه ی اسلام گرایی و انسان دوستی اش گوش فلک را کر کرده است.

ما زندانیان سیاسی زن زندان قرچک ورامین پس از مشاهده ی شرایط فعلی تلاش های بسیار کرده ایم تا موارد مذکور را که تنها به مثابه ی قطره ای از دریای بی عدالتی ها و بی قانونی های موجود در این زندان بوده است را به عرض مقامات زندان برسانیم.

تا به امروز تنها صحبت از انتقال به بند زندانیان مالی، در راستای “کنترل تراکم جمعیت سوله ها” بوده است. اگرچه بند زندانیان مالی نیز تنها سوله ای ست با شرایط مشابه، که کاملا با محل نگهداری فعلی مرتبط بوده و هیچ برتری ای بر جایگاه فعلی ندارد اما مشکل ما تنها اجرای حقوق زندانیان نیست، که اگرچه آن را نیز حق مسلم خود می دانیم اما با توجه به آنچه ذکر شد، سخن از بدیهی ترین حقوق انسانی، زندانیانی ست که جملگی به قصد تادیب و تربیت بدین جا فرستاده شده اند.

مگر آنکه مسئولین قضایی کشور، تمام آنچه شرع و قانون و اخلاق بدان معتقد است را به گوشه ای افکنده باشند، و سیستم نظارتی خود را بر این اصل استوار کرده باشند که تمامی مجرمین، از کوچک ترین مرتکبین به جرم تا بزرگ ترینشان مستحق مرگ اند. که اگر چنین بود امر به معروف و نهی از منکر به چه منظور به عنوان یکی از اساسی ترین مبانی شریعت اسلام شناخته شده است؟ قانون اساسی، آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات را برای چه و که تدوین کرده اند؟ در ابتدای این عریضه، وجدان های بیدار را خطاب قرار دادیم، دگرباره از مقامات جمهوری اسلامی ایران، مجامع حقوق بشری، آیات و مراجع عظام تقلید، خواهشمندیم، تا به وظیفه ی شرعی، انسانی و اخلاقی خود عمل نمایند وخواستار رسیدگی به وضعیت نگهداری زندانیان زن در زندان قرچک ورامین شوند.

در پایان خاطر نشان می شویم که در ابتدای مشاهده این وضعیت و هتاکی ها و برخوردهای غیر قانونی ای که با زندانیان می شد، تصمیم به اعتصاب غذا گرفتیم، و کماکان بر این حق خود اصرار می ورزیم که در صورت تداوم شرایط فعلی، بیمی برای گذشتن از جان خود نداریم که اگر داشتیم هیچ کدام امروز در این جا نبودیم. اگرچه تجربه به ما ثابت کرده است که بی ارزش ترین چیز در زندان، جان آدمی ست. آن هم چنین زندانی، که اساس وجودش نه قانون، نه نظام جمهوری اسلامی، نه مقامات قضایی که اصل انسانیت را به زیر سوال می برد. به هر روی دست به دامان وجدان های بیدار شده ایم تا اگر ذره ای انسانیت در وجودمان باقی مانده باشد، در برابر این بی حرمتی ها به شان و منزلت انسانی که ملائک بر او سجده برده اند سکوت نکنیم.

زندانیان سیاسی زن در زندان قرچک ورامین

نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

نامه زندانیان سیاسی رجایی‌شهر به بان کی مون  

موضوع: Thu 28 Apr 2011 5:45

نامه زندانیان سیاسی رجایی‌شهر به بان کی مون

 

زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج، در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل خواستار اعزام نماینده ویژه‌ای به ایران برای تهیه گزارش از وضعیت زندانیان سیاسی شده‌اند. آنان هم‌چنین از ادامه‌ی اعتصاب غذای خود خبر داده‌اد.

 

زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر که هفته پیش اعتصاب غذای خود را آغاز کرده بودند در بیانیه‌ای جدید بر ادامه اعتصاب غذای خود تاکید کردند. در بیانیه اول زندایان سیاسی زندان رجایی‌شهر، همبستگی با فخرالسادات محتشمی‌پور دیگر زندانی سیاسی، از دلایل اعتصاب غذا عنوان شده بود. با شروع اعتصاب غذای زندانیان سیاسی، خانم محتشمی‌پور برای سه روز به مرخصی آمد.

در بیانیه زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج، آن‌ها بر ادامه اعتصاب غذا تا بهبود شرایط این زندان تاکید کرده‌اند. کیوان صمیمی، منصور اسالو، عیسی سحرخیز، مجید توکلی، رسول بداقی، حشمت طبرزدی، مهدی محمودیان، رضا رفیعی، جعفر اقدمی، علی عجمی، بهروز جاوید از جمله زندانیانی هستند که اعتصاب غذا کرده‌اند.

در این بین برخی از زندانیان هم بعد از چهار روز به اعتصاب غذای خود پایان داده‌اند. فرزند منصور اسالو، رییس سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی که هفته گذشته  ملاقاتی کابینی با پدر خود داشت، در گفت‌و‌گو با سایت کلمه گفته است: «از هفته آینده تعدادی از زندانیان سیاسی این زندان تصمیم دارند هر هفته یک روز در اعتراض به شرایط نامناسب زندان دست به اعتصاب غذا بزنند»

در همین حال زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر با ارسال نامه‌ای به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل، از وی خواسته‌اند، نماینده ویژه‌ای به ایران اعزام کند تا گزارش  کاملی از وضعیت آزادی و حقوق بشر در ایران، به ویژه وضعیت زندان‌ها و زندانیان سیاسی تهیه کند.

ادامه اعتصاب غذا در مناسبت‌های مختلف

در ادامه بیانیه زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر آمده است: «در آستانه مناسبت‌های بین‌المللی و داخلی چون روز جهانی کارگر، روز معلم، روز جهانی مطبوعات و ۲۲ خرداد به اقدام‌های اعتراضی مثل اعتصاب غذا تا تحقق کامل درخواست‌های خویش خواهیم داد.»

این زندانیان روزهای اعتصاب غذا در زندان را چنین عنوان کرده‌اند:  در هفته نخست از روز یکشنبه ۲۸ فروردین به مدت یک، در هفته دوم روز یک‌شنبه ۴ اردی بهشت و دوشنبه ۵ اردیبهشت به مدت دو روز، در هفته سوم نیز همزمان با روز جهانی کارگر و روز معلم و روز جهانی مطبوعات در روزهای ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ اردیبهشت اعتصاب غذا خواهند کرد.

زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر همچنین اعلام کرده‌اند که در روزهای ۱۸ الی ۲۱ اردیبهشت و ۲۵ تا ۳۰ اردیبهشت روزهای دراعتصاب غذا خواهند بود.

این زندانیان تاکید کرده‌اند در صورت "دست برنداشتن حاکمیت از خودکامگی"،   اعتصاب غذای خود را  از یک‌شنبه اول خرداد ماه به‌صورت نامحدود از سر خواهند گرفت.

نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

نامە جمعی از زندانیان سیاسی در زندان مركزي سنندج به مناسبت احتمال اجرای حکم اعدام شیرکو معارفی . 

موضوع: Mon 28 Mar 2011 8:8

نامە جمعی از زندانیان سیاسی در زندان مركزي سنندج به مناسبت احتمال اجرای حکم اعدام شیرکو معارفی .

تغيير اندازه فونت ها: Decrease font Enlarge font
image

جمعی از زندانیان سیاسی در زندان مركزي سنندج به مناسبت احتمال اجرای حکم اعدام
شیرکو معارفی نامه خطاب به افکار عمومی نوشته است.

متن این نامه که در اختیار ستاد مرکزی کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی قرار
گرفته است به شرح ذیل است:


مردم شریف و بزرگوار کردستان و ایران، انسانهای آزاده

همچنان که با خبر شده ایم رژیم حاکم بار دیگر به سلاح پوسیده ارعاب و اعدام روی
آورده و میخواهد در روز 11 اردیبهشت شیرکو معارفی یکی از زندانیان سیاسی کرد را در
زندان سقز اعدام کند.

رژیم حاکم در این دو سال گذشته ، هم بند ما احسان فتاحيان را به دار اوخيت و بعد از
آن فصيح ياسمني را ، كه در سحرگاه 19 ارديبهشت پنج از فرزندان راه آزادي و سنبل
مقاومت در زندانهاي رژيم را در سحرگاهي بي روح و در اوج بي خبري در زندان اوین به
دار اوخيت ، پنج تن از ستارگان ، (فرزاد کمانگر ، شیرین علم هویی ، فرهاد وکیلی ،
علی حیدریان و مهدی اسلامیان ) ستارگانی که « نمایندگان ندا و فریاد آزادیخواهی
مردم کرد و ایران » بودند به دار آویخته شدند و  دیری نپاید که حسین خضری را در
سحرگاهی که همگان را شوکه کرد به دار آویخت.
بی گمان اعدام این عزیزیان در "واپسین شعاع آفتاب شبانگاهان "نشان دهنده ی وجود
اراده ای "دون کیشوت وار "است که در صدد تکراراجرای احکام ناعادلانه ی فرزادهاي
دیگری مانند ، ،شیرکو،حبیب الله، ،زینب، و...می باشد.
بدین وسیله تمامی ملتمان و تمامی انسان های آزادیخواه و دموکرات را فرامی خوانیم که
سکوت در برابر این اقدامات غیرانسانی، از سوی هیچ وجدان بیداری نباید پذیرفته شود و
از تمامي مردم ايران و بخصوص مردم مبارز كردستان ميخواهيم ما را در مبارزه عليه
استبداد تنها نگذارند و با اعتراض خود به اين جنايت بزرگ اعدام فعالان سياسي را
محكوم كرده و به  فراخوان شیرکو معارفی و خانواده اش پاسخ مثبت داده و از اعدام یک
انسان آزادیخواه ، از اعدام شیرکو و تمامی فعالینی که در بند و منتظر اجرای حکم
اعدامشان هستند جلوگیری کنید به سران رژيم اعلام نمايند كه فرزندان آنها در زندانها
تنها نخواهند بود.

جمعی از زندانیان سیاسی در زندان مركزي سنندج

نوشته شده توسط ناسر برزو یی | لینک ثابت |

پێشه‌ وا ی چه‌ و ساوه‌ کان
کاک فواد مصطفی سلطانی محبوب ترین رهبران کردستان میباشد که با گذشت 27 سال ازمرگ این رهبر محبوب هر روز نفوذ ش بیشتر میشود کمتر خانواده است در کردستان که نام این رهبر عزیز خود را روی فرزند تازه رسید خود نه نهاده باشند.
به این امید که در میان این همه فواد ها یکی فواد گونه به یاری آنها برود و گوش به درد ورنج آنها بدهد.
به همین منا سبت بعد از مرگ کاک فواد زحمتکشان سردوی برای او سروده اند(کاک فواد گاهی جلسه برای زحمتکشان گاهی کل کشی برای با محرومان گاهی تشکیل اتحادیه دهقانان کی مثل فواد باشد زندگیش با محرومان باشد)
امروز نام این رهبر تاریخ مشروعیت به مبارزین میدهد.
کاک فواد و همکارانش جنبش نوینی را در کردستان بنیاد نهادند که مبارزه ملی ،زنان و طبقاتی را به هم متصل کرد.
گرامی باد یاد پرخاطره اش

مدیریت سایت-------ناصر برزوئی

 

جستجوگر گو گله
...........

بۆ بینینی ئه‌م کلیپه‌ به‌ شێوه‌ی ته‌واو له‌سه‌ر ئه‌م لینکه‌ کلیک بکه‌  

......... WWW.GARANNIWS.COMبزودی به‌ صورت وب سایت هم بروز می شود . ..... www.garanniws.com دیته‌ ریزی وب سایت کان .....

.

******************